خلاقیت در کسب و کار

خلاقیت در کسب و کار

تغییرات و تحولات پیوسته و مدام که با شتابی چشمگیر در حال وقوع است.خلاقیت در کسب و کار یکی از بارزترین ویژگی‌های عصر حاضر است که در بسیاری از ابعاد زندگی به چشم می‌خورد. این تغییر و تحولات مداوم همراه با پیشرفت تکنولوژی، دستیابی سازمان‌ها را به اهدافشان را در مسیر پیچیده و دشواری قرار داده است.

امروزه سازمان‌ها برای بقاء و ادامه حیات نیاز دارند که بتوانند به سرعت خود را با تحولاتی که در عرصه‌های مختلف روی می‌دهد تطبیق دهند تا در عرصه رقابت باقی بمانند و جوابگوی نیازهای جامعه باشند.

در همین راستا خلاقیت و نورآوری به عنوان عامل تعیین کننده در عملکرد سازمان موفقیت و بقای بلند مدت آن محسوب می‌شوند. پیتر راکر معتقد است .

خلاقیت در کسب و کار

خلاقیت در کسب و کار

در جهانی که دستخوش دگرگونی بوده و امنیت آن هر روز در معرض تهدید می‌باشد تنها راه ابقاء، خلاقیت است. بدین منظور توجه به خلاقیت و نوآوری به عنوان یک دیدگاه که برای سازمان مزیت راهبردی به همراه دارد نگریسته می‌شود.

دانشمندان، خلاقیت را با تعابیر متعدد و متنوعی تعریف کرده‌اند. فراگرد خلاقیت عبارت است از هر نوع فراگرد تفکری که مسئله‌ای را به شکلی مفید و بدیع حل کند. همچنین خلاقیت توانایی ربط دادن و وصل کردن موضوعات، صرف نظر از اینکه در چه حوزه یا زمینه‌ای انجام گیرد، از مبانی بهره‌گیری خلاق از ذهن است.

در برخی پژوهش‌ها، مفاهیم خلاقیت و نوآوری را مترادف با یکدیگر به کار برده‌اند، اما این مفهوم دارای تفاوت جزئی و در عین حال مهم هستند. اگر معنی و مفهوم این دو واژه به درستی درک نشود، به کارگیری مؤثر آن در سازمان‌ها دشوار است.

خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی

برای به وجود آوردن ایده‌ای جدید و بدیع است. در حالی که نوآوری، تبدیل خلاقیت به عمل یا نتیجه‌ی آن است. نوآوری عملیات و مراحل مورد نیاز برای نتیجه‌گیری یک فکر و واقعیت جدید است.

آنچه برای سازمان‌ها اهمیت دارد این است که چگونه می‌توان خلاقیت‌های موجود در افراد را در جهت اهداف سازمان و کسب و کار به کار بست و از آن استفاده نمود.

با بهره‌جویی از متون خلاقیت در سازمان‌های آموزشی و همچنین بخش آموزش سازمان‌ها، می‌توان به طریقی کارآمد و اثر بخش به اهداف سازمانی دست یافت و سازمان و جامعه‌ای توسعه یافته و پیشرو به وجود آورد.

خلاقیت در کسب و کار

خلاقیت در کسب و کار

با پیشرفت روز افزون دانش و فن‌آوری و جریان گسترده اطلاعات امروزه جامعه نیازمند پرورش انسا‌ن‌هایی است که بتوانند با مغزی خلاق با مشکلات روبرو شده و به حل آن بپردازند و از این رو نیاز به ‌آموزش خلاقیت و خلق افکار نو برای رسیدن به جامعه‌ای سعادتمند از اهمیت خاصی برخوردار است.

سازمان‌ها معمولاً آمادگی ندارند که نیروی خلاق کارکنان خود را پرورش دهند. هر چند افراد به طور بالقوه خلاق‌اند، مدیریت سازمان‌ها معمولاً خلاقیت آن‌ها را سرکوب می‌نماید.

در حقیقت سرکوبی خلاقیت در سازمان‌ها نظام‌مند بوده و به قدری رایج است که کمتر مورد سؤال واقع می‌شود و زمانی که خلاقیت سرکوب می‌شود سازمان تولید و بهره‌گیری از ایده‌های نو را از دست می‌دهد. از این رو توسعه و ارتقای خلاقیت در سازمان‌ها مستلزم آن است. که مدیران و سرپرستان بتوانند این خلاقیت را حمایت کنند.

خلاقیت چیست؟

صاحبنظران تعاریف متعددی از خلاقیت و نوآوری ارائه نموده‌اند. به عقیده تورنس فرآیند حساس شدن به مسائل، نقص‌ها، پیدا کردن نقاط مبهم در معلومات مشخص نمودن. مشکل جستجو برای راه حل، حدس زدن و صورتبندی فرضیه‌ها درباره نواقص، آزمون فرضیه‌ها، تغییر در فرضیات و آزمون مجدد آن‌ها و در نهایت اتصال عناصر مختلف به یکدیگر را خلاقیت می‌گویند.

ویرکوم و آرتز خلاقیت را توانایی تولید ایده‌های نو که برای یک زمان معین مفید است، تعریف نموده‌اند.

در تعریف دیگری خلاقیت توانایی کاربرد دانش برای حل مسائل دانسته شده است. خلاقیت همواره شامل ایده‌های جدید نیست بلکه گاهی می‌تواند درباره انتقال دانش موجود به موقعیت‌ها جدید و قراردادن آن‌ها در موقعیت متفاوت باشد و یا می‌تواند در مرتبط ساختن روش‌هایی که قبلاً وجود نداشته‌اند، به کار گرفته شود.

فردلوتانز،  استاد رفتار سازمانی خلاقیت را به جود آوردن تلفیقی از اندیشه‌ها و رهیافت‌ها افراد یا گروه‌ها در یک روش جدید تعریف کرده است. در تعاریفی دیگر خلاقیت به معنی به کارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است

همچنین خلاقیت عبارت از

توانایی تلفیق ایده‌ها به شیوه‌ای منحصر به فرد برای برقراری ارتباط غیر معمول بین ایده‌های مختلف برشمرده می‌شود.

همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد از خلاقیت تعاریف مختلف و متعددی ارائه شده است با این حال در همه این تعاریف دو مفهوم تازگی و نو بودن به همراه ارزشمندی و مناسب بودن مشترک می‌باشد.

تا کنون مدل‌های زیادی برای خلاقیت ارائه شده اما در این مقاله به اولین مدل که پایه و اساسی کلیه مدل‌هاست و آخرین مدل که مدلی تلفیقی از سایر مدل‌هاست اکتفا می‌کنیم.

1- مدل گراهام والاس: این مدل شامل مراحل دوره آمادگی، دوره خواب (پرورش)، دوره روشنایی (بصیرت)، دوره آزمایش و ارزش گذاری می‌شود.

تفاوت خلاقیت و نوآوری چیست

اگر چه واژه خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده می‌شود . اما غالب محققان معتقدند که این دو اصطلاح باید به شکلی متفاوت در نظر گرفته شوند.

خلاقیت در کسب و کار

خلاقیت در کسب و کار

خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود دارد در حالی که نوآوری دلالت بر آوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دارد.همچنین ماهیت خلاقیت یا اختراع را از نوآوری به وسیله معادله زیر تفکیک کردند.

نوآوری= مفهوم + اختراع + انتفاع

در معادله نوآوری فوق کلمه مفهوم اشاره بر ایده‌ای است که با توجه به چهارچوب مرجعی آن فرد، دپارتمان، سازمان و یا یک دانش انباشه شده جدید است.

کلمه اختراع اشاره به هر ایده‌ جدید است که به حقیقت رسیه باشد، کلمه انتفاع بر بدست ‌آوردن حداکثر استفاده از یک اختراع دلالت دارد. به صورت کلی نظرات بسیاری در مورد ماهیت و تفاوت‌های اساسی این واژه‌ها ابراز شده است. نویسندگانی نیز معتقدند: نوآوری عبارتست از عملی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه‌های نو ناشی از خلاقیت، به عبارت دیگر، در خلاقیت اطلاعات به دست می‌آید و در نوآوری، آن اطلاعات به صورت‌های گوناگون عرضه می‌شود.

نوآوری فرآیند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول.

خدمات و روش‌های جدید عملیات است. اگر چه در عمل نمی‌توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می‌توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوری‌هاست.

خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است. در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. از خلاقیت تا نوآوری غالباً راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه‌ای نو به صورت محصولی یا خدمتی جدید درآید. زمانی طولانی می‌گذرد و تلاش‌ها و کوشش‌های بسیار به عمل می‌آید. خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه‌های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است.

تفاوت نوآوری، تغییر، خلاقیت چیست؟

تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد اما نوآوری ایجاد ایده‌هایی است که برای سازمان جدید است. از این رو تمام نوآوری‌ها می‌توانند منعکس کننده یک تغییر باشند، در حالی که تمام تغییرها نوآوری نیستند.

تغییر نتیجه‌ای از فرآیند خلاقیت و نوآوری است. مانند تغییر یک تناوب در سیاست و ساختار سازمانی یا طرز تلقی افراد به منظور بهبود عملکرد، در این راستا ماکس وبر و دستیارانش ارتباط میان خلاقیت، نوآوری و تغییر را به صورت شکل زیر ترسیم کردند.