روش های ترغیب مشتری به خرید

روش های ترغیب مشتری به خرید

بسلام خدمت شما همراهان همیشگی مهراکت.  اگر یک فروشنده باشید حتما آگاهی دارید که نحوه برخورد بامشتری و مواجه با آن ها تاثیر شگرفی در ترغیب آنان به خرید دارد. که در این نوشته قصد داریم به این موضوع بپردازیم. از این رو ضمن سپاس از توجه تان دعوت می کنیم تا انتهای این مطلب با عنوان روش های ترغیب مشتری به خرید همراه ما باشید.

چگونه مشتری را راضی به خرید کنیم؟

شروع تأثیرگزار:

به خاطر داشته باشید که قانون «اولین برخورد، مؤثرترین برخورد است» همه جا و در هر نوع ارتباطی صادق است. لازم «نیست» برای اینکه شروعی نافذ و تأثیرگذار داشته باشید، حتماً با صدای بلند صحبت کنید و حرکات تند و تیز و ژست های خاصی داشته باشید، بلکه فقط باید سعی کنید شروع صحبتهایتان به نحوی باشد که در مخاطب، یعنی مشتری و خریدار، کشش، اشتیاق و علاقمندی به خرید ایجاد کند. وقتی ما به عنوان فروشنده، با اشتیاق و با آب و تاب درباره ی محصول مان صحبت میکنیم، این اشتیاق و علاقمندی را خود به خود به مشتری/ خریدار منتقل میکنیم. وقتی فقط در یک جلسه ملزم به فروش محصول باشیم، باید مشتری را به سرعت و بدون معطلی وارد گفتگوی فروش کنیم و انگیزه ی خرید را در او ایجاد کنیم. با اینکه یکی از روشهای رایج در ایجاد فضای دوستانه با مشتری، تکرار نام او در طول ملاقات و گفتگو است، اما باید سعی کنیم اولین جملاتی که بکار میبریم با بقیه ی فروشندگان متفاوت و متمایز باشد.

در گفتگو با مشتری های که طی جلسات قبل از آنها و عادات خریدشان شناخت پیدا کرده اید، آنها را با اسم مورد خطاب قرار دهید. در عین حال، به دنبال روش های خلاقانه تری برای شروع صحبت و مدیریت گفتگو باشید و سعی کنید از الگوها و شیوه های دیگران تقلید نکنید!

  1. طبیعی رفتار کنید و از روی نوشته چیزی را نخوانید.

مشتریان از تماس تلفنی استفاده می‌کنند چون می‌خواهند با یک فرد حقیقی صحبت کنند، کسی که به نیازهای آنها توجه کند و به سوالاتشان حتی اگر غیر عادی باشد، پاسخ دهد. اگر چنین نبود مشتریان به جستجوی وبسایت ها ادامه می‌دادند و به همین دلیل است که نباید برای آنها متن از پیش تعیین شده‌ای را بخوانید. چنین متن‌هایی برای مشتری غیرطبیعی به نظر می‌رسد و باعث می‌شود تمایلی به فرایند خرید نداشته باشد. اگر مشتریان با یک مشاور ارتباطی احساسی برقرار کنند تمایل بیشتری به خرید دارند.

روش های ترغیب مشتری به خرید

روش های ترغیب مشتری به خرید

اگر مشاور یک متن از پیش تعیین‌شده را با صدای بلند بخواند چنین ارتباطی برقرار نخواهد شد. پس اگر می‌خواهید بدانید چطور مشتریان را به خرید ترغیب‌کنید، طبیعی و مثل یک انسان رفتار ‌کنید.

  1. با مشتری احوالپرسی کنید.

اگر می‌خواهید دیگران را به خرید محصولات خود ترغیب‌کنید، ابتدای صحبت وقتی خودتان را معرفی می‌کنید با مشتری احوالپرسی کنید. تحقیقات نشان داده‌اند که آمار خرید از سوی مشتریانی که با آنها احوالپرسی شده به شکل چشمگیری افزایش یافته است. همچنین می‌توانید صحبت را با احوالپرسی شروع کنید.

طبق آمار احوالپرسی کردن پیشخدمت‌ها ۲۷ درصد انعام آنها را افزایش می‌دهد. این برای تماس‌های تلفنی هم صادق است.

 همکاری دوسویه:

معمولاً اینطور است که تمام کاری که فروشندگان حرفه ای انجام میدهند نمایش و معرفی کالا یا خدمات به مشتری است و تمایلی به این ندارند که در کنار مشتری قرار بگیرند و ضمن معرفی و امتحان و تست کارکرد آن محصول، آن را در اختیار مشتری قرار دهند تا او هم با ارزیابی و امتحان محصول، کارکرد آن را تجربه کند و با اطمینان، خرید خود را انجام دهند.

هر فروشنده، بسته به نوع محصولی که میفروشد میتواند روشهای مبتکرانه ای را برای مشارکت مشتری در فرآیند خرید محصول و ارزیابی و امتحان و تجربه ی کار با آن پیش پای مشتری قرار دهد

روش‌ها و شرایط پرداخت مناسب پیشنهاد دهید

هیچ‌چیز اذیت‌کننده‌تر از این نیست که برای خرید به وب‌سایتی بروید و متوجه شوید که کارت اعتباری خود را جای بدی گذاشته‌اید. آن تب را در مرورگر خود باز نگه می‌دارید و با خود می‌گویید، “به این سایت بازمی‌گردم”. ممکن است برگردید و یا اصلاً برنگردید. اما اگر از قبل یک حساب کاربری داشته باشید، امکان استفاده از روش پرداخت ذخیره‌شده‌ی قبلی، پرداخت را سریع‌تر می‌کند. ( جهت سفارش طراحی سایت در شیراز کلیک کنید. )

با کمک WooCommerce Payments، صاحبان مغازه می‌توانند اجازه دهند مشتریان جزئیات پرداخت خود را ذخیره کنند تا نیازی به‌یادآوردن آن‌ها در خریدهای بعدی نباشد. این پرداخت را هم آسان‌تر و هم سریع‌تر می‌کند.

اما برای مشتریان جدید، دردسر پیداکردن کارت اعتباری همچنان می‌تواند هم اولین فروش را ایجاد کند و هم از بین ببرد. به آن‌ها امکان استفاده از کیف پول‌های دیجیتال مثل Apple Pay, PayPal یا Amazon Pay را پیشنهاد کنید چون می‌تواند آنها را به کامل کردن خرید تشویق کند.

تخفیف اولین خرید:

این‌ها معمولاً در پنجره‌های پاپ‌آپ (pop-ups) برای تشویق بازدیدکنندگان به ثبت‌نام برای mailing list شما در سایت در ازای پرداخت مقدار مشخصی از هزینه‌ی سفارش اول خود مورداستفاده قرار می‌گیرد. شما نه‌تنها مشتری را ترغیب به خرید در این روش می‌کنید، همین‌طور می‌توانید در آینده از طریق email marketing با آن‌ها ارتباط برقرار کنید.

پیشنهادهای ویژه:

این‌ها برای تولدها، سالگردهای مشتریانتان، خریدهای مهم و تعطیلات عالی هستند. به‌خاطرداشتن تاریخ‌های مهم زندگی مشتریانتان به آن‌ها نشان می‌دهد که شما به انتخاب آن‌ها که پول خود را در تجارت شما خرج کردند توجه و قدردانی لازم را دارید.

  1. خاطر نشان کنید که محصولات شما از رقبایش بهتر است.

برجسته سازی مزایای محصول یا خدمت شرکت شما اهمیت زیادی دارد. مشتریان اغلب با شرکت‌ها تماس می‌گیرند تا محصولات آنها را در بازار بررسی‌کنند. بنابراین اگر فرصتی داشتید تاکید کنید که پیشنهاد شما بهتر و/یا ارزان‌تر از محصولات رقبای شماست.

روش های ترغیب مشتری به خرید

مثلا محصول شما عملکرد خاصی را بهتر انجام می‌دهد، ا‌نطباق‌پذیرتر است یا از نظر فنی بهتر است و یا مثلا ۲۰ درصد مزایای بیشتر دارد. اگر محصول شما ارزان‌تر نیست، کار مشکل می‌شود اما همیشه می‌توانید خاطر نشان‌کنید که مشتری با کمی هزینه بیشتر محصول بهتری دریافت می‌کند.

 

بیشتر بخوانید

ترغیب مشتری به خرید

ترغیب مشتری به خرید

سلام خدمت شما همراهان همیشگی مهراکت.  ارتباط با مشتری و چگونگی برخورد با آن ها از مهم ترین مهارت های یک فروشنده موفق است.. که در این نوشته قصد داریم به این موضوع بپردازیم. از این رو ضمن سپاس از توجه تان دعوت می کنیم تا انتهای این مطلب با عنوان ترغیب مشتری به خرید همراه ما باشید.

برای تشویق مشتریان به خرید، با او طبیعی برخورد کنید

هنگام مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی، مشتری قصد دارد تا به صورت مستقیم با شما ارتباط برقرار کند. به هیچ وجه ازروی یک متن از پیش آماده شده، جواب او را ندهید. اگر مشتری می توانست نیاز خود را با خواندن یک متن برطرف کند، به وب سایت یا صفحه اینستاگرام شما مراجعه می کرد و با شما ارتباط نمی گرفت!

برای اینکه بتوانید تأثیر خوب و مؤثری بر مشتری بگذارید، باید با او به زبان خودش گفتگو کنید و تنها از این طریق می توانید او را ترغیب کنید تا کالای شما را خریداری کند. انسان ها دارای خلق های متفاوتی هستند و با هر فرد باید متناسب با روحیات او صحبت کنید. در ارتباط با مشتری احساسات او را درگیر کنید.

در ابتدای صحبت با مشتری حال و احوال کنید!

برای ترغیب مشتری به خرید، هنگامی که می خواهید با او گفتگو کنید، بهتر است که ابتدا حال او را بپرسید. همین نکته ساده باعث ایجاد اعتماد در مشتری می شود و مدیریت ارتباط با مشتری را برای شما راحت تر می کند. تحقیقات انجام شده نشان می دهند که درصد فروش برای فروشندگانی که مکالمه خود را با پرسیدن حال و احوال مشتری و یک حرف مثبت شروع می کنند، بالاتر است.

برای ترغیب مشتری به خرید کافی است از نام او استفاده کنید!

ارتباط صمیمانه و ایجاد اعتماد، در «تشویق مشتریان به خرید» بسیار تأثیرگذار است. یک راه ساده برای ایجاد این صمیمیت، استفاده از نام مشتری است. البته همان طور که گفته شد، هر مشتری عادت و روحیه مخصوص به خود را دارد و ممکن است برخی از افراد به استفاده از نامشان در گفتگو علاقه ای نداشته باشند. باید با شناخت از مشتری خود این شیوه را انتخاب کنید. می توانید در شروع مکالمه از او برای استفاده از نامش اجازه بگیرید.

برای تشویق مشتریان به خرید، با او طبیعی برخورد کنید

هنگام مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی، مشتری قصد دارد تا به صورت مستقیم با شما ارتباط برقرار کند. به هیچ وجه ازروی یک متن از پیش آماده شده، جواب او را ندهید. اگر مشتری می توانست نیاز خود را با خواندن یک متن برطرف کند، به وب سایت یا صفحه اینستاگرام شما مراجعه می کرد و با شما ارتباط نمی گرفت!

برای اینکه بتوانید تأثیر خوب و مؤثری بر مشتری بگذارید، باید با او به زبان خودش گفتگو کنید و تنها از این طریق می توانید او را ترغیب کنید تا کالای شما را خریداری کند. انسان ها دارای خلق های متفاوتی هستند و با هر فرد باید متناسب با روحیات او صحبت کنید. در ارتباط با مشتری احساسات او را درگیر کنید.

در ابتدای صحبت با مشتری حال و احوال کنید!

برای ترغیب مشتری به خرید، هنگامی که می خواهید با او گفتگو کنید، بهتر است که ابتدا حال او را بپرسید. همین نکته ساده باعث ایجاد اعتماد در مشتری می شود و مدیریت ارتباط با مشتری را برای شما راحت تر می کند. تحقیقات انجام شده نشان می دهند که درصد فروش برای فروشندگانی که مکالمه خود را با پرسیدن حال و احوال مشتری و یک حرف مثبت شروع می کنند، بالاتر است.

برای ترغیب مشتری به خرید کافی است از نام او استفاده کنید!

ارتباط صمیمانه و ایجاد اعتماد، در «تشویق مشتریان به خرید» بسیار تأثیرگذار است. یک راه ساده برای ایجاد این صمیمیت، استفاده از نام مشتری است. البته همان طور که گفته شد، هر مشتری عادت و روحیه مخصوص به خود را دارد و ممکن است برخی از افراد به استفاده از نامشان در گفتگو علاقه ای نداشته باشند. باید با شناخت از مشتری خود این شیوه را انتخاب کنید. می توانید در شروع مکالمه از او برای استفاده از نامش اجازه بگیرید.

صداقت و ترفندهای مفید

اگر در سرتان چنین تفکراتی پدیدار می‌شوند، در دسته‌ی فروشندگانی هستید که از ترفندهای مفید استفاده می‌کنند:

  • ارسال این محصول در ۲ روز غیرممکن است، پس باید واقع‌بین باشم و بازه‌ی ارسال را به یک هفته تغییر بدهم.
  • از خودنمایی بی‌جا خوشم نمی‌آید و بهتر است واقع‌بینانه و دوستانه به تبلیغ بپردازم.
  • باید نسبت به تبلیغات و بازاریابی دقیق‌تر عمل کنم گویا کمی آزاردهنده عمل می‌کنم.

رایگان شروع کنید

در این حالت می‌توانید محصولات و خدماتی را برای اولین بار و یا محدوده خاصی به مخاطبان خود رایگان ارائه دهید و امکانات پیشرفته‌تری را در ازای دریافت هزینه به مشتری بدهید.

✅ رایگان هدیه دهید

در این حالت می‌توانید به افراد در ازای خرید یک محصول، محصول دیگری را هدیه دهید. یا این‌که به ازای استفاده از تعدادی از خدمات، از یک هدیه برخوردار شوند یا در برخی از مناسبت‌ها هدایایی روی محصولات خود بدهید.

✅ خدمات رایگان دهید

در این حالت خدمات جانبی محصولات خود یا بخشی از آن‌ها را می‌توانید هدیه دهید. یا این‌که از خدماتی مانند حمل‌ونقل رایگان، تعمیرات و … استفاده کنید.

✅ رایگان‌های شرطی دهید

در این حالت اگر افراد به شروط شما عمل کنند، هدیه‌ای را دریافت می‌کنند. مثلاً می‌توانید برای بهره‌مندی از ارسال رایگان، شرطِ سقف خرید قرار دهید یا این‌که تعداد خرید در هر ماه را مبنای دریافت یک هدیه قرار دهید.

بیشتر بخوانید

نمونه استراتژی کسب و کار

نمونه استراتژی کسب و کار

استراتژی کسب و کار چیست؟چرا استراتژی کسب و کار مهم است؟ برای آگاهی از نمونه استراتژی کسب و کار تا انتهای این مقاله همراه ما باشید از اینکه مهراکت را انتخاب کردید متشکریم.

10 نمونه استراتژی کسب و کار

استراتژی کسب و کار ابزار قدرتمندی است که به شما در دستیابی به اهداف تجاری تان، تعریف استراتژی ها و تاکتیک هایی است که شما به آن ها در شرکت خود نیاز دارید، کمک می کند.

همچنین استراتژی کسب و کار به شما در بسیاری از تصمیمات سازمانی مانند استخدام کارمندان جدید یاری می رساند. ایجاد یک استراتژی کسب و کار متناسب با چشم اندازی که شما برای شرکت خود تصویر نموده اید نیاز به زمان و توسعه دارد. در این مقاله، ما در مورد اینکه استراتژی کسب و کار چیست و چرا مهم است، در مورد مولفه های یک استراتژی کسب و کار و 10 نمونه از استراتژی های کسب و کار که به شما کمک خواهد کرد تا ایده های خود را برای شرکت خود ایجاد کنید صحبت خواهیم کرد.

استراتژی کسب و کار چیست؟

استراتژی کسب و کار به اقدامات و تصمیماتی گفته می شود که یک شرکت برای رسیدن به اهداف تجاری خود و رقابت در صنعت خود اتخاذ می کند. این مشخص می کند که کسب و کار برای رسیدن به اهداف خود چه کاری باید انجام دهد، که می تواند به هدایت روند تصمیم گیری برای استخدام و تخصیص منابع کمک کند. یک استراتژی کسب و کار به و دپارتمان های مختلف کمک می کند تا با هم کار کنند، و اطمینان حاصل کند که تصمیمات دپارتمان در راستای جهت گیری شرکت می باشد.

چرا استراتژی کسب و کار مهم است؟

دلایل مختلفی برای مهم بودن استراتژی کسب و کار برای سازمان ها وجود دارد، از جمله:

  • برنامه ریزی: یک استراتژی کسب و کار به شما کمک می کند گام های اصلی را که برای رسیدن به اهداف تجاری خود برمی دارید شناسایی کنید.
  • نقاط قوت و ضعف: فرایند ایجاد استراتژی کسب و کار به شما امکان می دهد تا نقاط قوت و ضعف شرکت خود را شناسایی و ارزیابی کنید، ایجاد یک استراتژی ای برای بهره گیری از نقاط قوت و بر طرف کردن یا از بین بردن نقاط ضعف.
  • کارآیی: یک استراتژی کسب و کار به شما امکان می دهد به طور موثری منابعتان را برای فعالیت های تجاری خود اختصاص دهید، که به طور خودکار باعث افزایش کارآیی شما می شود.
  • کنترل: این به شما امکان کنترل بیشتر فعالیت هایی را می دهد که برای رسیدن به اهداف سازمانی خود انجام می دهید، زیرا مسیری را که قدم می گذارید درک می کنید و به راحتی می توانید ارزیابی کنید که آیا فعالیت هایتان شما را به اهداف خود نزدیک می کند یا خیر.
  • مزیت رقابتی: با شناسایی یک برنامه مشخص برای رسیدن به اهداف خود، می توانید بر استفاده از نقاط قوت خود تمرکز کنید و از آنها به عنوان یک مزیت رقابتی استفاده کنید که شرکت شما را منحصر به فرد کند.

مولفه های یک استراتژی کسب و کار

شش مولفه کلیدی استراتژی کسب و کار عبارتند از:

  1. چشم انداز و اهداف کسب و کار
  2. ارزشهای بنیادی
  3. تجزیه و تحلیل SWOT
  4. تاکتیک ها
  5. طرح تخصیص منابع
  6. اندازه گیری
نمونه استراتژی کسب و کار

نمونه استراتژی کسب و کار

 1.چشم انداز و اهداف کسب و کار

استراتژی کسب و کار برای کمک به شما در رسیدن به اهداف کسب و کار شما است. با داشتن چشم انداز برای جهت دهی به کسب و کار، می توانید دستورالعمل های روشنی در مورد راهکارهای تجاری ایجاد کنید و روشن کنید مسئولیت آن با چه کسی است.

2. ارزش های بنیادی

استراتژی کسب و کار، بر اساس ارزش های بنیادی سازمان برای مدیران ارشد و دپارتمان ها را، آنچه که بایستی انجام گردد و آنچه که نمی بایست انجام شود، را روشن می سازد.

3. تجزیه و تحلیل SWOT

SWOT مخفف نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها است. این تجزیه و تحلیل در هر استراتژی تجاری گنجانده شده است، زیرا به شرکت اجازه می دهد تا به نقاط قوت خود اعتماد کند و از آنها به عنوان یک مزیت استفاده کند. همچنین این شرکت را از هرگونه ضعف یا تهدید مطلع می کند.

4. تاکتیک ها

بسیاری از استراتژی های کسب و کار جزئیات عملیاتی را برای چگونگی کار برای بیان حداکثر کارایی بیان می کنند. افرادی که مسئول تاکتیک ها هستند، می توانند با صرفه جویی در وقت و تلاش، اقدامات لازم را انجام دهند.

5. طرح تخصیص منابع

یک استراتژی کسب و کار نشان می دهد که که منابع مورد نیاز برای تکمیل برنامه شما شامل چه مواردی است و این منابع چگونه و با مسئولیت چه کسی تخصیص می یابند.

6. اندازه گیری

نمونه استراتژی کسب و کار

نمونه استراتژی کسب و کار

استراتژی کسب و کار همچنین شامل راهی برای ردیابی بازده شرکت، و ارزیابی عملکرد آن در رابطه با اهدافی است که پیش از پیاده سازی استراتژی تعیین شده بود.

مطالب بیشتر:

10 نمونه استراتژی کسب و کار

در اینجا 10 نمونه از استراتژی های عالی کسب و کار آورده شده است.

  1. فروش جانبی محصولات بیشتر.
  2. محصول یا خدمات با بیشترین نوآوری.
  3. افزایش فروش از طریق فروش محصولات جدید.
  4. بهبود خدمات مشتری.
  5. گوشه ی بازار جدید.
  6. تمایز محصول.
  7. استراتژی های قیمت گذاری.
  8. مزیت فناوری.
  9. بهبود حفظ مشتری.
  10. پایداری (ثبات).

 

  1.  فروش جانبی محصولات بیشتر

    برخی از سازمان ها بر فروش بیشتر محصولات به همان مشتری تمرکز دارند. این استراتژی برای شرکت های تامین کننده ادارات و بانک ها و همچنین خرده فروشان آنلاین به خوبی کار می کند. با افزایش میزان محصول فروخته شده به ازای هر مشتری، می توانید اندازه متوسط سبد خرید را افزایش دهید. حتی افزایش ناچیزی در اندازه سبد خرید، بدون نیاز به صرف هزینه برای خرید مشتری های جدید بیشتر، می تواند تأثیر قابل توجهی در سودآوری داشته باشد.

  2.  محصول یا خدمات با بیشترین نوآوری

    بسیاری از شرکت ها، به ویژه در زمینه فناوری یا فضای خودرو، با ایجاد پیشرفته ترین محصولات خود را متمایز می کنند. برای استفاده از این به عنوان استراتژی کسب و کار خود، باید تعریف کنید که “نوآورانه” برای سازمان شما به چه معناست یا اینکه چگونه نوآور هستید.

  3.  افزایش فروش از طریق فروش از محصولات جدید.

    برخی از شرکت ها علاقمندند که در زمینه تحقیق و توسعه سرمایه گذاری کنند تا بتوانند به طور مداوم و حتی با موفق ترین محصولات شما نوآوری ایجاد کنند.

  4.  بهبود خدمات مشتری.

    اگر شرکت شما در ارائه خدمات با کیفیت به مشتری مشکلی داشته باشد، این می تواند یک استراتژی کسب و کار مناسب برای شما باشد. برخی از شرکت ها حتی به دلیل داشتن خدمات استثنایی به مشتری، شهرت زیادی کسب کرده اند. معمولاً شرکت ها در یک زمینه خاص مشکلی دارند، بنابراین یک استراتژی کسب و کار که متمرکز بر بهبود خدمات به مشتری باشد، معمولاً اهداف خود را بر روی چیزی مانند پشتیبانی آنلاین یا مرکز تماس موثرتر متمرکز می کند.

  5. گوشه ی بازار جدید

    برخی از شرکت های بزرگ در حال خرید یا ادغام با رقبا برای ایجاد یک گوشه بازار جدید هستند. این یک استراتژی مشترک است که توسط شرکتهای Fortune 500 برای کسب مزیت در یک بازار جدید یا بازارهای به سرعت در حال رشد استفاده می شود. .خرید یک شرکت جدید این امکان را برای شرکت بزرگتر فراهم می کند تا ضمن حفظ کاربران، کالا یا خدمات در بازاری که قبلاً حضور پررنگی نداشت، رقابت کند.

  6. تمایز محصول

    این یک استراتژی مشترک کسب و کار است، به ویژه برای کسب و کار هایB2C. آنها می توانند با برجسته كردن این واقعیت كه از فناوری، ویژگی ها، قیمت گذاری یا مدل دهی برتر برخوردار هستند، محصولات خود را متمایز كنند.

  7. استراتژی های قیمت گذاری

    وقتی نوبت به قیمت گذاری می رسد، مشاغل یا می توانند قیمت های خود را پایین نگه دارند تا مشتری بیشتری جذب کنند یا با قیمت گذاری بیش از آنچه که اکثر مشتریان عادی توانایی آن را دارند، به محصولاتشان ارزش مندی آرزویی بدهند. اگر شرکت ها قصد دارند قیمت های خود را پایین نگه دارند، نیاز به فروش حجم بسیار بیشتری از محصولات خواهند داشت، زیرا حاشیه سود معمولاً بسیار کم است. برای شرکت هایی که قیمت خود را فراتر از توان مشتریان عادی انتخاب می کنند، می توانند انحصار محصول خود را حفظ کنند و حاشیه سود زیادی را برای هر محصول حفظ کنند.

  8. مزیت فناوری.

    با دستیابی به یک مزیت فناوری، اغلب می توانید به فروش بهتر، بهبود بهره وری یا حتی تسلط بر بازار دست یابید. این می تواند به معنای سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه، به دست آوردن یک شرکت کوچکتر برای دستیابی به فناوری آنها و یا حتی به دست آوردن کارکنان با مهارت های منحصر به فرد باشد که به شرکت یک مزیت فناوری می دهد.

  9. بهبود حفظ مشتری.

    به طور کلی حفظ مشتری بسیار ساده تر از صرف هزینه برای جذب مشتری جدید است، به همین دلیل اگر فرصت هایی برای بهبود در حفظ مشتری می بینید، این یک استراتژی عالی است. این استراتژی مستلزم شناسایی تاکتیک ها و پروژه های کلیدی برای حفظ مشتریان خود است.

  10. پایداری (ثبات)

    شما می توانید یک استراتژی کسب و کار کامل با هدف افزایش پایداری کسب و کار خود راه اندازی کنید. به عنوان مثال، هدف می تواند کاهش هزینه های انرژی یا کاهش مصرف شرکت با اجرای یک برنامه بازیافت باشد.

شاخص های آگاهی از برند

شاخص های آگاهی از برند

اندازه‌گیری شاخص‌های مربوط به آگاهی از برند به شاخص های آگاهی از برندبهبود بازده سرمایه‌گذاری یا شاخص ROI و دسترسی ساده‌تر به جامعه هدفتان کمک شایانی می‌کند. در این مقاله با مهراکت همراه باشید.

شاخص های کلیدی عملکرد آگاهی از برند

شاخص های آگاهی از برند

شاخص های آگاهی از برند

برای تبدیل یک برند کوچک و ناشناخته به یک برند کاملاً شناخته شده که مردم آن را دوست دارند و به آن اعتماد دارند ، به زمان ، تلاش و تفکر هوشمندانه نیاز داریم. علاوه بر این ، برای رشد مداوم ، یک استراتژی محکم لازم است.

آگاهی از برند چیست؟

به زبان ساده ، آگاهی از برند میزان دانش مشتری یا آشنایی با برند شما ، تصاویر ، محصولات و خدمات آن است.

  • شناخت برند – توانایی مصرف کنندگان در شناختن برند باشد. این می تواند از نام ، آرم یا شعارهای تجاری باشد.
  • یادآوری برند – این اوج آگاهی از برند است. اگر کسی به دنبال یک هدفون جدید است و فوراً نام تجاری شما را به یاد می آورد ، پس شما به هدفتان رسیده اید.

اندازه گیری آگاهی از برند

اندازه گیری آگاهی از برند می تواند چالش برانگیز باشد ، زیرا ارتقاء میزان آگاهی از برند همیشه به طور مستقیم به تلاش های شما مربوط نمی شود. روش های مختلفی برای افزایش آگاهی از نام تجاری وجود دارد – و لیستی از دلایل جذاب که چرا باید این کار را انجام دهید.

ایجاد آگاهی از برند به مخاطبان کمک می کند تا کسب و کار شما را شناسایی ، به یاد بیاورند و با آن ارتباط برقرار کنند. مجموعه ای از مراحل را به حرکت در می آورد که افراد را از غریبه های کنجکاو به سمت مشتریانی راضی می برد.

حتی اگر استراتژی های آگاهی از برند مناسبی داشته باشید ، مهم است که بدانید چگونه آگاهی از برند را اندازه گیری کنید و ابزارهای مناسب برای اندازه گیری برند را انتخاب کنید.

تعیین سطح آگاهی از برند چالش بزرگی است. رویکرد شما در اندازه گیری آگاهی از برند به عوامل مختلفی از جمله اهداف میان مدت و بلندمدت ، رفتارهای مخاطبان و کانالهای توزیع بستگی دارد.

با این حال ، نمی توانید از این چالش پا پس بکشید. یادگیری نحوه اندازه گیری کمپین های آگاهی از برند به شما در بهبود بازگشت سرمایه (ROI) و درک بهتر نحوه دستیابی به مخاطب هدف کمک می کند.

  • چگونه شاخص آگاهی از مارک تجاری را به درستی انتخاب نماییم

    شاخص های آگاهی از برند

    شاخص های آگاهی از برند

معیارهایی برای اندازه گیری آگاهی از برند

هر یک از این معیارها برای اندازه گیری آگاهی از برند نقاط ضعف و قوت دارند. نظرسنجی ها بازخورد کیفی به شما ارائه می دهند ، اما داده های کمی نیاز به تحلیل صحیح دارند.

شاخص تعامل اجتماعی میزان دسترسی ، برداشت ها و بازخورد را ردیابی می کند ، اما داده های هر پلتفرم به همان پلتفرم محدود میشود و باید آن را به تنهایی تحلیل نمود.

شما باید اهداف آگاهی از برند خاص خود را تعریف نمایید. ابزار مناسب برای اندازه گیری آگاهی از برند بر اساس شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) و مخاطبان خود پیدا کنید.

هنگامی که این شاخص های آگاهی از برند را در تعیین نمودید ، می توانید از آنها برای راه اندازی کمپین های بازاریابی عملکردی و محاسبه هزینه جذب مشتری استفاده کنید – با این کار عملیات بازاریابی خود را به سطح بالاتری می رسانید.

انواع آگاهی از برند (سطوح آگاهی از برند)

این شاخص برندینگ، در دو سطح سنجیده می‌شود. سطح اول یادآوری برند است. یادآوری برند، بدون کمک به مخاطب (Unaided) اتفاق می‌افتد. سطح دوم را شناخت برند یا Brand Recognition است. این سطح از BA، با کمک به مخاطب یا Aided است. هر دو نوع Brand Awareness برای بازاریابان حائز اهمیت است. این دو سطح را بررسی می‌کنیم:

یادآوری برند یا Brand Recall

یادآوری برند یک مفهوم ساده است. Brand Recall یعنی ارائه یک Category یا حوزه و بررسی فراخوان ذهنی شما. به زبان ساده‌تر اگر بگوییم تولیدکننده‌های ایرانی پوشاک آقایان را نام ببرید، چند برند به خاطر می‌آورید؟

در این مثال، Category یا حوزه، همان تولیدکننده پوشاک برای آقایان است. برندهایی که به ذهن شما می‌رسد، یادآوری و فراخوان ذهن شماست. همین حالا نام تولیدکنندگان لبنیات(Category) را لیست کنید. بررسی‌ها نشان داده که ۳ تا ۷ برند در ذهن مخاطبان می‌آید. طبیعی است که اگر شما در صنعت خاص فعال باشید یا علاقه‌مند به آن صنعت باشید، تعداد بیشتری برند به خاطر آورید. اما در مورد عموم افراد ۳ تا ۷ برند یادآوری می‌شود.

شناخت برند یا Brand Recognition

شناخت برند، بررسی می‌کند که آیا مخاطب قدرت تشخیص برند در زمان مواجهه با آن را دارد یا خیر. بنابراین در این سطح از سنجش BA، به مخاطب کمک می‌شود که برند را به خاطر آورد. در این روش، یا ویژگی‌های ظاهری برند (لوگو، رنگ برند، بسته‌بندی و …) نمایش داده می‌شود یا ویژگی‌های کلامی (شعار، نام تجاری و … ). این روش را یادآوری هدایت شده یا Aided Recall هم می‌گویند. طبیعی است که یادآوری برند، قدرت بیشتری از شناخت برند دارد.

برای مثال، وقتی می‌گوییم تولیدکننده موبایل، همگان Apple را به خاطر می‌آورند. بسیاری از افراد که اپل را نام می‌برند، به GLX اشاره نمی‌کنند. اما خیلی از افراد GLX را هم به عنوان تلفن همراه می‌شناسند. آنچه برداشت می‌کنیم این است که آگاهی از برند اپل در Category تولید موبایل، به شدت از GLX بالاتر است.

اوج ذهنی، صدر ذهنی،ملکه ذهن یا همان

شاخص های آگاهی از برند

شاخص های آگاهی از برند

Top of Mind Awareness

اوج تلاش برندینگ و مارکتینگ رسیدن به Top of Mind مصرف‌کننده است. در واقع برندی که به جایگاه TOM برسد، در بازار برنده است. چرا؟ اگر در سوال یادآوری برند، اولین گزینه‌ای هستید که در ذهن مخاطب می‌آیید، یعنی به موفقیت بزرگی در برندینگ رسیدید. بررسی‌ها حاکی از آن است که مشتریان از میان ۳ برند اصلی که در ذهنشان می‌آید، خرید می‌کنند.

در سوالات Brand Recall یا یادآوری برند، دو وضعیت بسیار استراتژیک است. حالت اول حالتی است که اکثر مخاطبان اولین برندی که به ذهنشان می‌رسد، برند شماست. در اینجا می‌گویند برند شما Top of Mind یا TOM است. وضعیت دیگر، این است که اکثر مخاطبان تحقیق، از برند شما نام ببرند. این وضعیت هم، بسیار وضعیت مطلوبی است. البته زمانی پولساز است که در ۳ برند اولی باشد که به ذهن مخاطب می‌رسد. یا به عبارت دیگر، اگر TOM نیست، در جایگاه دوم یا سوم باشد. طبیعتا برندی که بیشترین اشاره را دارد، حتی اگر TOM نباشد، شانس بیشتری برای TOM شدن به نسبت سایر برندها دارد. در مورد پرسشنامه Brand Awareness در انتهای مقاله سوالاتی آورده‌ایم که با یکدیگر بررسی کنیم.

در ادامه با مطالب زیر همراه باشید: